تبليغاتX
کانون مهر ایران

کانون مهر ایران

ای ایرانی برای حمایت از تاریخ و فرهنگت به یاری ما بیا

شاد باش

 

 

۲۶ فروردین ۱۳۸۹ کانون مهر ایران ۳ ساله شد

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و ششم فروردین 1389ساعت 8:44  توسط تیرداد سلیمی  | 

شاد باش سال نو

 

 

آواز چکاوکان خوش باد

              رامش خنیا گران خوش باد

                                سبزی دشت و دمن خوش باد

                                           خوش باد این جشن کهن ایرانی، یادگار دودمانهای آرییایی

                                       

                                                       نوروز پیروز

+ نوشته شده در  یکشنبه یکم فروردین 1389ساعت 16:32  توسط تیرداد سلیمی  | 

چهارشنبه سوری

چهارشنبه سوری يكی از مهمترين جشنهای دوران ايران باستان است كه در آخرين چهارشنبه‌ی سال برگزار می‌شده و به عنوان «جشن اتحاد» از آن ياد می‌كنند، چرا كه ابعاد متعدد انسانی اين جشن كه جامعه آن روزگار را به سوی نيكبختی رهنمون می‌شده، جملگی به يك پيام مشترك منجر شده كه همان ارتقای روحيه‌ی اتحاد و نوع دوستی بوده است.

بعد از ورود اسلام به ایران اين جشن با آمدن «حاجی فيروز۱» كه يكی از قديمی‌ترين شخصيتهای نمايش شادی آور بوده است و دست كم از «عصر ساسانيان» وجود داشته آغاز می‌ِشده.

«حاجی فيروز» درست ۱۰ روز قبل از آمدن عيد نوروز با صورتی سياه شده و لباسی قرمز در بين مردم حاضر می‌شده سپس همه با جشنی دور هم جمع می‌شدند خارها و گياهان هرز زمين را كنده و زمين منطقه را آماده باروری می‌كردند و زباله‌ها را نيز صبح چهارشنبه از كوچه و خيابان جمع می‌كردند و شب همراه با خارها و بوته‌ها می‌سوزاندند. به همين خاطر چهارشنبه سوری افزون به جشن اتحاد چشن پاكسازی محيط زيست هم بوده. در واقع يكی از پيامهای اين جشن اين است كه بسوزانيد و نابود كنيد خارها را، و خارهای نفستان و زشتی‌ها و پليدی‌های سال كهنه را.

آنها آتش می‌افروختند و كلامی كه از آن روزها برای ما از بازيها و جشنها باقی مانده«زردی من از تو و سرخی تو از من» است كه در هنگام پريدن از روی آتش آن را نی‌خواندند. در اين جمله زردی به معنای رخوت و سستی و بی‌تحركی و سرخی به معنای گلكون و باطراوت و شاداب بودن است.

                 

آنها در هفت نقطه با فاصله‌های معين بوته‌ها را روشن می‌كردند سپس ابتدا پيرمردها و پيرزنها از روی آن می‌پريدند. به اين دليل كه احترام به بزرگترها واجب است و همين‌طور آنها به علت سن زيادشان رخوت و سستی بيشتری دارند و بايد زودتر از جوانها زردی خود را به آتش بسپارند، بعد از آن جوانترها و بيمارها هم بايد از روی آتش می‌پريدند.

جالی توجه اينكه در آن زمان هيچ شیء يا ماده منفجره‌ای در آتش نمی‌انداختند تا ترس ايجاد نشود از اينجا خواهيم فهميد آتش به عنوانی كه از عناصر حيات برای ايرانيان باستان مقدس و مظهر فروغ يزدان بوده است اما استفاده از ترقه و ...ابتكار آنها نبوده و بعدها به اين مراسم اضافه شده است.

در اين جشن آتش را خاموش نمی‌كردند و خاموش كردن آن را بد می‌دانستند بعد از اينكه آتش تا آخر سوخت حاجی فيروز مقداری از دوده‌ی آتش را به صورت خود ماليده و به راه نامعلومی می‌رفت و برای مردم آرزوی اتحاد و همبستگی می‌كرد پس از رفتن او مردم خاكسترها در جايی می‌گذاشتند تا باد آن را ببرد.

بعد از مراسم آتش بازی مراسم كوزه شكنی بوده كه به دو روايت نقل شده است: عده‌ای گفته‌اند كه هر خانواده بنا به بنابر توانايی ماليش چند سكه در كوزه‌ای قرار می‌داده و آن را از پشت بام به درون كوچه پرت می‌كرده است و هر كدام از نيازمندان به اندازه نيازشان از آن پول بر می‌داشتند و البته نه بيشتر و هيچ شخص ذره ای هم از آن پول‌ها بر نمی‌داشته زيرا معتقد بودند در غير اين صورت بركت از خانه‌هايشان خواهد رفت. و به روايت ديگر هر خانواده تكه‌ای زغال كه نماد سياه بختی، تكه‌ای نمك كه نماد شورچشمی و كوچكترين سكه‌ی رايج را كه نماد تنگدستی است درون كوزه می‌اندخته و بعد از چرخاندن دور سر تك‌تك اعزای خانواده از بالای پشت بام به پائين می‌انداختند و می‌گفتند «درد و بلای خانه را در كوچه ريختم».

بعد از مراسم كوزه شكنی مراسم قاشق زنی بوده كه شخصی كه وضع مالی خوبی نداشته با پوشاندن صورت خود بر در خانه‌ها می‌رفته و افراد پول يا آجيل چهارشنبه سوری را كه از هفت ميوه‌ی خشك تشكيل شده به عنوان كمك در ظرف او می‌ريختند.

آخرين مراسمی كه در اين شب انجام می‌شده مراسم جالب «شال اندازی» كه خواستگاری غير مستقيم است بوده. به اين ترتيب كه خواستگار شالی را درون خانه‌ی دختر مورد نظرش می‌انداخته و منتظر می‌مانده اگر خانواده‌ی دختر شيرينی جلوی در می‌گذاشتند جوابشان مثبت و اگر ترشی می‌گذاشتند جوابشان منفی بوده و دختر قصد ازدواج نداشته.

در صورت مثبت بودن جواب خانواده‌های دو طرف در شبهای بعد به صحبت می‌نشستند و اگر به توافق می‌رسيدند يك نفر فال گوش می‌ايستاد به اين صورت كه در كوچه منتظر می‌ماند تا چند نفر عبور كنند اگر صحبتهای آنها غم‌انگيز بود فال بد می‌آمد ولی اگر حرفهايشان شاد و خوش بود فال خوب بوده و وصلت انجام می‌شد.

با تشکر از وبلاگ http://zartosht.blogfa.com

پژوهش : کیوان افشین جو / اسفند ۱۳۸۳

+ نوشته شده در  پنجشنبه سیزدهم اسفند 1388ساعت 15:55  توسط تیرداد سلیمی  | 

برگزاری نمایشگاه

 

سومین دوره نمایشگاه ارتباط دانشگاه صنعت و جامعه با حضور غرفه  کانون مهر ایران  در دانشگاه آزاد اسلامی واحد تاکستان برگزار شد و به مدت ۳ روز به طول انجامید و با استقبال کم نظیر دانشجویان و اساتید مواجه گردید.

 

تصاویر این نمایشگاه را به زودی میتوانید در ادامه مطالب همین پست ملاحظه فرمایید

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم آذر 1388ساعت 14:21  توسط تیرداد سلیمی  | 

فروهر

 

 

فروهر نماد ملی ایران باستان (500 ق.م) سلسله هخامنشیان- در کاخهای پارسه، شوش و آرامگاه های کوه های پارسه و نقش رستم

;کلمه"فروهر" از دو قسمت (فر:به معنی پیش) و (وهر:به معنی کشنده و برنده) درست شده است.این گوهر ارزشمندترین پاره وجودی انسان است زیرا پرتویی از فروغ بی کران ذات پروردگار بوده که در ذات هر شخص موجود و سرچشمه پیدایش و پویایی فروزه های راستی در انسان می باشد.فروهر گوهری است که روان را از گرایش به  کاستی و دروغ باز می دارد و به انسان قدرت خلاقییت و باروری می دهد تا روان آدمی به آرامی راه خداجویی را سپری کرده و شایستگی فراگیری نور حقیقت و رسیدن به مقام سپنته منی را داشته باشد.

فرورهر به عنوان نماد ملی ایران باستان و شناسه و سنبل سلسله هخامنشیان و به نوعی آیین اشو زرتشت مهر اسپنتمان مثلماً نمادی مملو از فلسفه های وجودی و آمیزه های پند آموزاخلاقی و دینی است.

فروهر چهره مرد سالخورده با ریشی بلند و آراسته که نماد پادشاهان هخامنشی نیز میباشد که به معنی خرد و دانایی و اراده و اختیار می باشد روی این شخص به سمت راست است و با دست راست خود نیز سمت راست را نشان میدهد که هدایت به راه اشا یا بر طبق آیین زرتشتی راه پاکی و راستی و درستی است و سر منزل مقصودوصال به پروردگار یکتاست. در دست چپ این نگاره حلقه ای هویداست که نماد فر ایزدی و شکوه و جلالی است که خداوند نیکان و وارستگان را برای هدایت بشر بدان مزین نمودست. این نماد در دوره ساسانیان سمبل پادشاهی است که از خداوند به فرمانروایان میرسید. این نماد دارای دو بال کشیده است که هر بال به سه ردیف پر مزین است و هر ردیف پر  به معنی یکی از سه صفت نیکوی پندار نیک، گفتار نیک و کردار نیک میباشد که هر انسانی با آن وارسته می شود و به اوج و ملکوت الهی پرواز خواهد نمود. این مرد سالخورده از داخل حلقه ای بیرون آمده است که خود دارای سه تفصیر جداگانه می باشد که تفصیر رایج تر و برتر نشان میترا یا خورشید است که هر آنچه از خورشید (آتش)عبور کرده و بیرون می آید حتماً نیک و پاک و مقاوم است.و دگر تفصیر آن به معنی عبور از جهان مینویی می باشد.

در زیر این حلقه نیز مجدداً سه ردیف بال کوچک رو به پایین را مشاهده می کنیم که به معنی گفتار، کردار و پندار ناشایسته و ناپسند است که انسان را به زیر کشیده و از به کمال و به اوج رسیدن باز می دارد و در دو سمت این بال نیز دو نوار خمیده مشاهده می شود که نوار سمت راست نمایانگر اهورامزدا خدای یکتاست و نوار سمت چپ نماد آنگره مینو و یا شیطان است.

و این است فر و دانش واجدادی و هنر و ذکاوت نیاکان پاک روان و روشن اندیشمان.

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هفتم آذر 1388ساعت 14:27  توسط تیرداد سلیمی  | 

۲۳ آذر ۸۸ مطابق با هفته پژوهش

سومین دوره نمایشگاه تاریخی فرهنگی کانون مهر ایران در دانشگاه آزاد اسلامی

برای کسب اطلاعات بیشتر و هماهنگی برای بازدید با پست الکترونیکی مدیریت کانون تماس حاصل فرمایید با سپاس

+ نوشته شده در  جمعه سیزدهم آذر 1388ساعت 19:0  توسط تیرداد سلیمی  | 

 

 

برای ملاحظه پروفایل خصوصی مدیریت وبلاگ بر روی گزینه زیر کلیک نمایید

personal profile

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیستم آبان 1388ساعت 12:31  توسط تیرداد سلیمی  | 

منشور كوروش

منشور كوروش 26 دي به ايران مي‌آيد
جام جم آنلاين: طبق توافقات جديد رئيس سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري و نماينده تام‌الاختيار موزه بريتانيا منشور كوروش 26 دي (16 ژانويه) براي نمايش به ايران مي‌آيد.

به گزارش خبگزاري فارس، با حضور جان كرتيس، سرپرست بخش خاورميانه موزه بريتانيا و نماينده تام‌الاختيار اين موزه در ايران و برگزاري جلسه‌اي با حميد بقايي معاون رئيس‌جمهور و رئيس سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري توافقاتي براي انتقال منشور كوروش به ايران انجام شد.

اين جلسه كه روز گذشته در محل سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري برگزار شد، زمان توافقي براي انتقال اين منشور به ايران به صورت امانت 16 ژانويه برابر با 26 دي سال 1388 تعيين شد.

در اين جلسه مدير بخش امانات موزه بريتانيا و مدير موزه ملي ايران نيز حضور داشتند.

در جلسه روز گذشته اين هيئت همه‌ي توافقات براي نحوه ورود و انجام مراحل بيمه منشور كوروش انجام شد.

زمان نمايش منشور كوروش در ايران احتمالاً 4 ماه خواهد بود.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیستم آبان 1388ساعت 11:29  توسط تیرداد سلیمی  | 

كشف ارتش افسانه‌‌اي ايران در مصر

باستان‌شناسان اعلام كردند:
كشف ارتش افسانه‌‌اي ايران در مصر
جام جم آنلاين: بقاياي ارتش گمشده‌ كمبوجيه‌ي دوم در صحرايي در مصر كشف شد.هردوت هزاران سال پيش نوشت، 50هزار سرباز ايراني در سال 525 پيش از ميلاد مسيح (ع) به صحرايي در مصر وارد شدند و ديگر هيچ اثري از آن‌ها ديده نشد.

 اكنون با گذشت هزاران سال از ناپديد ‌شدن ارتش كمبوجيه‌ دوم پادشاه ايران از سلسله هخامنشي، دو باستان‌شناس ايتاليايي با كشف سلاح‌هاي برنزي، گردن‌بندهاي نقره‌يي، گوشواره و صدها استخوان در بخش وسيع و متروكي از صحراي ساهارا در مصر، به اين نتيجه رسيده‌اند كه اين آثار به ارتش گمشده‌ كمبوجيه‌ دوم تعلق دارند.

طبق گفته‌هاي مورخ يوناني هرودت كمبوجيه‌‌ دوم و ارتش او در سال 525 پيش از ميلاد مسيح‌ (ع) توسط يك طوفان شني مرگ‌بار دفن شدند.

او مي‌نويسد، بادي كه از جنوب مي‌وزيد، قوي و مرگ‌بار بود. گردبادعظيمي را با خود آورد. شن‌ها ارتش كمبوجيه‌ دوم را در مدت كوتاهي فرا گرفتند و آن‌ها با هم ناپديد شدند.

از قرن 19 ميلادي، باستان‌شناسان زيادي براي كشف راز چندهزار ساله‌ ارتش گمشده‌ كمبوجيه‌ دوم به كاوش در مسير‌هاي كاروان‌ها در هزاران سال پيش پرداخته‌اند و تا به‌حال موفق به كشف هيچ اثري از آن ارتش نشده بودند.

اما دو برادر باستان‌شناس ايتاليايي با بررسي نقشه‌هاي قديمي به اين نتيجه رسيدند كه ارتش كمبوجيه‌ دوم در هزاران سال پيش از مسيرهاي متداول استفاده نكرده است. به همين دليل، آن‌ها به كاوش‌ در صحراي ساهارا پرداختند.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیستم آبان 1388ساعت 11:26  توسط تیرداد سلیمی  | 

7 آبان

 

 ۷ آبان ۱۳۸۸ برابر با روز جهانی کوروش بزرگ بر همه ایرانیان و جهانیان شاد باد

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفتم آبان 1388ساعت 12:53  توسط تیرداد سلیمی  |